چرا ترامپ در پکن درباره تایوان حرفی نزد؟

در سیاست قدرت‌های بزرگ، سکوت گاهی بلندتر از هر تهدیدی حرف می‌زند. در دیدار اخیر واشنگتن و پکن، نام تایوان—حساس‌ترین نقطه اختلاف دو قدرت—تقریباً از دهان رئیس‌جمهور آمریکا بیرون نیامد. این سکوت آیا نشانه احتیاط است، یا علامتی از معامله‌ای بزرگ‌تر در پشت صحنه؟

به گزارش تحریریه، شیه شیائو رونگ(薛小荣استاد تاریخ معاصر چین در دانشگاه فودان و کارشناس برجسته روابط بین‌الملل، در تحلیلی تلاش کرده است رفتار محتاطانه واشنگتن در قبال تایوان و پیامدهای آن برای ثبات منطقه‌ای را توضیح دهد.

در دیدار ۱۴ مه در پکن، طرف چینی رو ‌در ‌رو به دونالد ترامپ هشدار تندی داد: در برخورد با مسئله تایوان باید نهایت احتیاط به خرج داده شود، زیرا کوچک‌ترین خطا می‌تواند چین و آمریکا را تا آستانه درگیری پیش ببرد. با این حال، تا زمانی که هواپیمای ترامپ پکن را ترک کرد، او هیچ موضعی درباره تایوان اعلام نکرد. در عوض، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، بلافاصله پس از پایان دیدار در برابر رسانه‌ها ظاهر شد و با شتاب اعلام کرد: «سیاست آمریکا در قبال تایوان تغییری نکرده است.»

واشنگتن واقعاً با قاطعیت چنین موضعی گرفته، یا این واکنش نشانه‌ای از نگرانی و دستپاچگی است؟ و اساساً هشدار چین تا چه اندازه جدی و سخت‌گیرانه بود؟

بعدازظهر ۱۵ مه، ترامپ به سفر رسمی خود به چین پایان داد و هواپیمای ویژه او از پکن به پرواز درآمد. در چنین دیدارهایی که در سطح سران کشورها برگزار می‌شود، معمولاً انتظار می‌رود پس از پایان مذاکرات، مواضع رسمی و روشنی اعلام شود. اما این بار ماجرا متفاوت بود.

بر اساس خلاصه مذاکراتی که کاخ سفید منتشر کرد، دو طرف درباره موضوعاتی مانند تجارت، مسئله فنتانیل، صادرات محصولات کشاورزی آمریکا و حتی پرونده ایران گفت‌وگو کرده و در برخی موارد به توافق‌هایی رسیده‌اند. با این حال، نکته قابل توجه این بود که در این بیانیه حتی یک کلمه هم درباره تایوان گفته نشد.

خود ترامپ نیز هنگام مواجهه با پرسش خبرنگاران درباره تایوان، سکوت اختیار کرد و هیچ پاسخی نداد. برخی کارشناسان آمریکایی معتقدند ترامپ عمداً در حال به تعویق انداختن این موضوع است و حتی شاید قصد دارد این مسئله حساس را به دولت بعدی واگذار کند.

چرا ترامپ در پکن درباره تایوان حرفی نزد؟

اما آیا می‌توان جرقه‌ای که هنوز خاموش نشده را رها کرد و انتظار داشت خودبه‌خود خاموش شود؟ چه‌بسا همین جرقه در نهایت به آتشی بزرگ تبدیل شود.

در واقع، مسئله تایوان صرفاً یک جرقه نیست؛ بلکه بشکه‌ای از باروت است. اگر به آن دست نزنید، شاید به‌تدریج خودبه‌خود شعله‌ور شود؛ اما اگر نسنجیده به آن دست بزنید، ممکن است فوراً منفجر شود.

در این دیدار، پیامی که چین ارسال کرد بسیار روشن و صریح بود؛ حتی می‌توان گفت تا حدی کم‌سابقه و شبیه به «بیان مستقیم مواضع در برابر طرف مقابل».

پیام اصلی پکن در دو نکته خلاصه می‌شود:

نخست اینکه برای چین، مسئله تایوان صرفاً «یکی از موضوعات مهم» نیست، بلکه مهم‌ترین مسئله در روابط با آمریکا محسوب می‌شود. وقتی گفته می‌شود «مهم‌ترین»، یعنی اولویت آن از تجارت، رقابت‌های فناورانه و حتی بسیاری از دیگر مسائل دوجانبه نیز بالاتر است. به بیان دیگر، حتی اگر چین و آمریکا در حوزه‌های دیگر اختلافات جدی داشته باشند، تا زمانی که مسئله تایوان کنترل شود، هنوز امکان مدیریت روابط وجود دارد؛ اما اگر این مسئله از کنترل خارج شود، حتی بهترین توافق‌ها در حوزه‌های دیگر هم بی‌معنا خواهد شد.

نکته دوم این بود که چین به‌صراحت خط قرمزی را مطرح کرد که به گفته پکن هیچ جای مذاکره و عقب‌نشینی ندارد: استقلال تایوان و صلح در تنگه تایوان با یکدیگر سازگار نیستند. این عبارت صرفاً یک جمله دیپلماتیک نیست، بلکه بیانگر یک خط قرمز راهبردی است. منظور از سازگار نبودن این است که هیچ فضای مبهم یا قابل چانه‌زنی در این موضوع وجود ندارد. اگر خواهان صلح هستید، باید با «استقلال تایوان» مخالفت کنید. اما اگر وانمود کنید که متوجه موضوع نیستید، نباید از بی‌ثباتی اوضاع تعجب کنید. چین حتی در همان دیدار به ترامپ هشدار داد که اگر وضعیت در تنگه تایوان از کنترل خارج شود، پیامد آن می‌تواند برخورد و حتی درگیری میان چین و آمریکا باشد.

چرا ترامپ در پکن درباره تایوان حرفی نزد؟

نکته جالب اینجاست که در برابر چنین هشدار مستقیمی از سوی چین، نخستین مقام آمریکایی که واکنش نشان داد، مارکو روبیو بود. او در گفت‌وگو با رسانه‌های آمریکایی تنها بر یک نکته تأکید کرد: «سیاست آمریکا در قبال تایوان هیچ تغییری نکرده است.»

اما اگر واقعاً سیاست تغییر نکرده، پس چرا ترامپ در جریان دیدار به‌طور فعالانه مسئله تایوان را مطرح نکرد؟ چرا در خلاصه مذاکراتی که کاخ سفید منتشر کرده، در سراسر متن حتی یک اشاره هم به تایوان نشده است؟

واقعیت این است که چین مسئله را کاملاً روی میز گذاشت، اما طرف آمریکایی جرأت نکرد مستقیماً وارد آن شود و ترجیح داد با کلی‌گویی از کنار آن عبور کند.

نکته قابل تأمل دیگر این بود که وقتی از مارکو روبیو پرسیده شد آیا ترامپ تعهد داده فروش تسلیحات به تایوان را متوقف کند یا نه، او بلافاصله مسیر پاسخ را عوض کرد و گفت: «این موضوع در گذشته مورد بحث قرار گرفته، اما محور اصلی مذاکرات امروز نبود.» سپس توپ را به زمین ترامپ انداخت و افزود: «تصمیم درباره فروش تسلیحات به تایوان در نهایت بر عهده رئیس‌جمهور است.»

چرا ترامپ در پکن درباره تایوان حرفی نزد؟

پس موضع واقعی ترامپ چیست؟

به گفته اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، خود ترامپ هم به‌خوبی می‌داند مسئله تایوان تا چه اندازه حساس است. در حال حاضر واشنگتن می‌خواهد اوضاع را تحت کنترل نگه دارد، اما در عین حال از خارج شدن آن از کنترل هم می‌ترسد. به بیان ساده، بن‌بست آمریکا در مسئله تایوان نمونه‌ای کلاسیک از دوگانگی راهبردی است.

از یک سو، آمریکا نمی‌خواهد در مسئله تنگه تایوان به‌طور کامل با چین رویارویی کند. پیوندهای اقتصادی میان دو کشور بسیار عمیق است؛ از زنجیره تأمین جهانی گرفته تا بازارهای مالی و حتی همکاری در حوزه اقلیم. هیچ‌کدام از این‌ها چیزی نیست که بتوان یک‌شبه قطعش کرد. آمریکا توان تحمل هزینه‌های یک بحران واقعی در تنگه تایوان را ندارد.

اما از سوی دیگر، فشارهای سیاسی داخلی در آمریکا اجازه نمی‌دهد که واشنگتن در این مسئله «ضعیف» به نظر برسد.

اما پرسش اصلی اینجاست: آیا می‌توان مسئله تایوان را به‌عنوان یک «برگ مذاکره» موقت کنار گذاشت؟

تاریخ نشان می‌دهد که پاسخ منفی است. بحران تنگه تایوان در سال ۱۹۹۶، تماس تلفنی معروف میان ترامپ و تسای اینگ‌ون پس از انتخابات ۲۰۱۶، و سفر نانسی پلوسی به تایوان در سال ۲۰۲۲؛ هر بار همین ابهام و مدیریت مبهم مسئله باعث تشدید تنش‌ها شد.

برخی پژوهشگران تایوانی تحلیل روشنی ارائه داده‌اند: خواسته‌های پکن از واشنگتن در اصل به دو نکته محدود می‌شود. نخست اینکه فروش تسلیحات به تایوان باید محدود باشد و نباید بدون سقف ادامه پیدا کند؛ به‌ویژه تجهیزاتی که از نگاه چین تهاجمی یا دوگانه تهاجمی—دفاعی محسوب می‌شوند. دوم اینکه مواضع سیاسی آمریکا باید روشن باشد و دست‌کم به‌طور علنی دوباره تأکید کند که «از استقلال تایوان حمایت نمی‌کند».

اگر این دو شرط تحقق پیدا نکند، چین حاضر نخواهد بود مسئله تایوان را در چارچوب «ثبات راهبردی روابط چین و آمریکا» مورد مذاکره قرار دهد.

به بیان ساده، اگر واقعاً می‌خواهید اوضاع را باثبات نگه دارید، باید حسن نیت نشان دهید؛ اگر هم بخواهید خود را به نفهمی بزنید، نباید از خارج شدن اوضاع از کنترل شگفت‌زده شوید.

چرا ترامپ در پکن درباره تایوان حرفی نزد؟

واقعیت این است که روابط چین و آمریکا تغییر کرده و وضعیت تنگه تایوان هم دگرگون شده است، اما به نظر می‌رسد مقامات حزب دموکراتیک پیشرو (DPP) در تایوان هنوز متوجه این تغییر نشده‌اند. لای چینگ‌ته همچنان به یک افسانه باور دارد: اینکه آمریکا برای استقلال تایوان حاضر است با چین رودررو شود.

اما واقعیت چیست؟

ترامپ حتی در جریان دیدار رسمی هم جرأت نکرد نامی از تایوان ببرد و روبیو نیز تنها توانست با عبارتی کلی مانند «سیاست تغییر نکرده» موضوع را جمع‌وجور کند. در لحظات حساس رقابت میان قدرت‌های بزرگ، حزب دموکراتیک پیشرو حتی جایگاهی بر سر میز مذاکره ندارد.

این دقیقاً همان کابوسی است که این حزب با آن روبه‌روست. در نگاه دیپلماسی معامله‌محور ترامپ، تایوان هرگز یک دارایی راهبردی غیرقابل جایگزین نبوده است؛ بلکه برگه‌ای است که هر زمان لازم باشد می‌توان آن را در معامله با سرزمین اصلی چین به کار گرفت. اگر چارچوبی برای ثبات راهبردی میان چین و آمریکا شکل بگیرد، احتمال دارد واشنگتن در نهایت از این کارت صرف‌نظر کند.

اگر به سیاست ادعایی «عدم تغییر در قبال تایوان» از سوی آمریکا نگاه کنیم، می‌بینیم آنچه تغییر نکرده نه تعهدات نظامی یا تضمین‌های امنیتی، بلکه خودِ مفهوم «سیاست» است. از سال ۱۹۷۹ تاکنون، سیاست آمریکا در قبال تایوان هرگز کاملاً ثابت نبوده؛ بلکه همواره در میان ابهام‌ها و تعدیل‌های تدریجی تغییر کرده است.

چرا ترامپ در پکن درباره تایوان حرفی نزد؟

در نهایت باید گفت ثبات و صلح در تنگه تایوان همان «لنگر ثبات» در روابط چین و آمریکا است. اگر این لنگر محکم بماند، درباره بسیاری از مسائل دیگر می‌توان مذاکره کرد؛ اما اگر این لنگر بشکند، دیگر مجالی برای گفت‌وگو درباره هیچ موضوعی باقی نمی‌ماند.

ترامپ در همین دیدار نیز گفته بود همکاری میان چین و آمریکا می‌تواند کارهای خوب و بزرگی انجام دهد. اگر هر دو طرف چنین اراده‌ای دارند، پس نباید اجازه دهند بمب ساعتی به نام «استقلال تایوان» کل این رابطه را منفجر کند.

برای ترامپ، آزمون واقعی نه در پکن، بلکه در واشنگتن است: آیا او همچنان تحت فشار جناح‌های تندرو داخلی در مسئله تایوان به بازی با آتش ادامه خواهد داد، یا اینکه با حفظ خویشتنداری راهبردی واقعاً برای حفظ صلح در تنگه تایوان اقدام خواهد کرد؟ پاسخ به این پرسش مسیر آینده روابط چین و آمریکا را تعیین خواهد کرد.

و برای دولت حزب دموکراتیک پیشرو در تایوان نیز شاید زمان بیدار شدن فرا رسیده باشد. وقتی قدرت‌های بزرگ به‌طور جدی درباره ثبات مذاکره می‌کنند، سرنوشت مهره‌های بازی معمولاً فقط یکی است: کنار گذاشته شدن.

پایان/

۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 35060

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =